ای شمس وجود عالم عشقمحراب سجود عالم عشقای ماه فزون تاب شب تار ای درّ درخشان یم عشقای رهبر فرزانه دوران ای اختر صبح در هم عشقشایسته تاج کبریاییتو پرتو نوری از خداییتو دیده باز مسلمینیآهنگ قلوب آشناییماه دل جمع بی کسانی موج یم محفل ولایی
خورشید و مهان منیر عشقندچون روز و شبان اسیر عشقندمجموعه خود به عشق برگیرعشقی و همه فقیر عشقندآندم که فلک غبار گیردروشن همگان ز پیر عشقندوقتی که ددان به راه جنگند جمعی ز یلان به شوخ و شنگندسودای گل و بهار دارندچون بوقلمون هفت رنگندپروا نبود همه به نوعی محتاج به گر
برچسب:
نویسنده: نوید توکلی
آسمان چون پر سیمرغ گل افشان شده استمومنین مژده که آقای جهان می آیدروزها را خبری هست کزان بی خبریمبوی عطری است که از عرش و زمان می آیدرقص خورشید به پرهای سفید مه و ماهبی جهت نیست عزیزی زنهان می آیدنم نمی هست سخنگو که از آن بام بلندمطلع از خبری خنده کنان می آیدساعت جام و می و ساغر و میخانه و دوستمهر و مهتاب به یک آن به عیان می آید قطعه مال آنشبی است که در رویایی شیرین دیدم شعرا به زیبایی اشعارشان را بر لوح آسمان می نوشتند و من نظاره می کردم پیکی به سوی من آمد و گفت تو چرا نمی نویسی ؟ گفتم اشعار
برچسب:
نویسنده: نوید توکلی